تبليغاتX
..: راسـپــیــنـا :..

 

اولا ما همیشه عادت کرده ایم که به مملکت گیر بدیم  یا

 

از مملکت نا امید بشیم وکشور رو به خاطر اینکه خوشمون

 

نمیاد ترک  کنیم . این بزرگترین اشتباهه که ما داریم دوباره

 

اون رو انجام میدیم به هر حال یک بار تجربه کرده ایم نباید

 

دوباره تجربه کنیم اگه این کار رو انجام داده باشیم یعنی

 

بزرگترین اشتباه زندگیمون رو انجام داده ایم . مگه نه ؟

 

 

دوما حالا ببینید بیشتر اروپایی ها امیدوار به زندگیشون

 

ادامه میدن چرا هیچ وقت نا امید نشدن ؟

 

 چرا در تکنولورژی واقتصاد موفق هستند ؟

 

برای اینکه زندگی انان مثل این می ماند که کارهای امروز برای

 

ا امروز ( انجام میدن )و کارهای فردا برای فردا ؟ (مثلا میوه ای که برای

 

امروز خریده است نه برای فردا . فرداش دوباره میره میخره مثلا دارم میگم ...)

 

-----------------------------------------------------

 

سوما شما به سوال زیر پاسخ دهید  

 

حالا یک جای کار ایران می لنگد اون جا دولت باید برای هر کاری

 

 که باید انجام دهد اول هرکاری باید از ... کی اجازه بگیره ؟

 

1- رهبر

 

2-رفسنجانی

 

3-مجلس خبرگان

 

 4-تمامی آخوند ها  (به جز طرفداران خاتمی )

 

 5- محافظه کاران

 

6- شورای نگهبان

 

 7-قدرت طلبان

 

 8- ... (اینو شما بگید ؟ )

 

نوشته شده توسط در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384 |
 

اینجا همه آزاد هستن و آزادی دارن ....

  نوكرى مردم، پديده اى مدرن است

 
108468.jpg
راى مردم در دنياى امروز كالاى مطلوب سياستمداران است تا با خريد
 
آن از نردبان قدرت بالا رفته و شنلى به دست آورند. دارندگان امتياز راى
 
نيز به ارزش و مطلوبيت كالاى در اختيار خود پى برده و حاضر نيستند در
 
بازار سياست آن را با كالاهاى كم بها دادوستد كنند. راى مردم ايران نيز
 
همين ويژگى ها را دارد. مشتريان راى مردم نيز احساس مى كنند بايد
 
كالاى با كيفيت بيشتر و تازه تر ارائه كنند. اين شرايط موجب شده است
 
تا برخى از خط قرمزها رعايت نشود و كسى نيز فعلاً كارى به كسى
 
ندارد.
•نوكر مردم
در ميان انواع كالاهايى كه در بسته هاى شعارى عرضه مى شود تا دل
 
دارندگان امتياز راى به دست آيد و از بى تفاوتى خارج شوند، يك كالا نيز
 
از سوى احمد توكلى ديده مى شود. وى كه تا زمان نوشتن اين مقاله،
 
بر انصراف خويش از مبارزات انتخاباتى اصرار دارد و نقش مشاور را براى
 
محافظه كاران بازى مى كند، گفته است «دولت بايد نوكر مردم
 
باشد.»با توجه به اينكه وى كانديدا نيست و اين نوشته تخريب ولى
 
تلقى نخواهد شد و باتوجه به اينكه وى در ميان كانديداهاى فعلى و
 
قبلى تنها فردى است كه اقتصاددان نيز تلقى مى شود و ساير
 
كانديداهاى محافظه كاران نيز از ديدگاه هاى اقتصادى وى تبعيت
 
خواهند كرد، كالاى ارائه شده وى را ارزيابى مى  كنيم.احمد توكلى _
 
همچنان كه گفته شد _ اصرار دارد به «دولت آينده بايد نوكر مردم
 
باشد.» فرهنگ عميد، نوكر را به معناى «چاكر، خدمتكار مرد،
 
مستخدم» آورده است. در صورتى كه آقاى توكلى نيز از نوكر چنين
 
معنايى را برداشت كرده باشد، بنابراين بايد الزام هاى آن را نيز بپذيرد.
 
در عرف ايران نوكر در برابر آقا و رعيت در برابر ارباب قرار مى گيرد. نوكر
 
در عرف ايرانيان فردى است كه چيزى از خود ندارد و ارباب او را
 
استخدام كرده است تا هر چه او مى گويد انجام دهد. در عرف ايرانيان،
 
نوكر فردى است كه در برابر ارباب اراده اى ندارد و فقط فرمان مى برد.
 
نوكران به دليل اينكه چيزى ندارند، اطاعت محض از ارباب را فرا گرفته و
 
با چشم هايى بسته از ارباب فرمان مى گيرند. ارباب اما فردى است كه
 
اختيار همه چيز در چنگ اوست و فقط فرمان مى دهد و ملزم به
 
پاسخگويى در برابر نوكران نيست.با اين تفسير از ارباب و نوكرى،
 
مى توان ادعا كرد، آزاديخواهى اقتصادى در ذات خود چنين مناسباتى را
 
بين مردم و دولت ترسيم كرده است. آزاديخواهى اقتصادى معتقد است
 
دولت از خود چيزى ندارد و همه چيز در مالكيت مردم است. دولت
 
گروهى از افراد جامعه اند كه تخصص آنها مديريت كلان كشور است و
 
رمز و راز مملكت دارى را آموخته اند. دولت به نظر آزاديخواهان اقتصادى
 
براى يك دوره معين به استخدام مردم در مى آيد تا آنچه را آنها
 
مى پسندند اجرايى كند. ارباب واقعى كه همان مردم يك جامعه اند از
 
ميان گروه هاى گوناگون كه در قالب احزاب جمع شده اند يك گروه را
 
براى يك دوره معين استخدام مى كند و از درآمد خويش بخشى را
 
به عنوان ماليات كنار مى گذارد تا به دستمزد اعضاى دولت و كاركنان آن
 
پرداخت كرده و بخش عمده اى از آن براى تامين كالاى مورد نياز هزينه
 
شود.در ديدگاه آزاديخواهى اقتصادى، مالكيت خصوصى براى كسب
 
درآمد و كنار گذاشتن آن براى استخدام دولتمردان احترام دارد و
 
خدشه اى به آن وارد نمى شود.با همين استدلال است كه جامعه ها
 
به سوى آزاديخواهى اقتصادى حركت مى كنند و به هر ميزانى كه
 
درجه آزادى انتخاب در آنها افزايش مى يابد، ضريب اطمينان آنها براى
 
انتخاب دولتمردان ورزيده فزونى مى يابد.
•پديده مدرن
براساس آنچه در بالا نگاشته شد، تغيير نقش و جايگاه مردم و دولت از
 
نوكرى به اربابى، يك پديده مدرن است كه با افكار و عقايد غيرمدرن
 
ناسازگارى ذاتى دارد. نگارنده بر اين باور است كه رفتار و عقايد آقاى
 
احمد توكلى و همفكران سياسى اش با همه حسن نيتى كه دارند، با
 
اين پديده مدرن ناسازگارى دارد.اساس رفتار و گفتار رئيس مركز
 
پژوهش هاى مجلس و كانديداى انصراف داده اين است كه دولت بايد
 
همه چيز را تشخيص دهد كه خوب يا بد است و سپس تصميم گرفته
 
شود. تفكرى كه بنيان آن بر دست هاى پاك قرار گرفته و معتقد است
 
اگر دولت بد كار مى كند و بد نتيجه مى گيرد دليلش وجود دست هاى
 
ناپاك است، نمى تواند جاى نوكر و ارباب را تغيير دهد و فقط مى خواهد
 
«ارباب خوب» را جايگزين كند. آنچه در سال هاى اخير از رفتار و گفتار
 
اين تفكر وجود دارد اين است كه بايد دولت بزرگتر از چيزى باشد كه الان
 
وجود دارد، اما شرط آن دست پاك است. اين تفكر هرگز نمى تواند نوكر
 
مردم باشد. مردم اگر مى خواهند ارباب شوند بايد ابزار آن مهيا باشد.
 
مهمترين ابزار اربابى آزادى انتخاب است. مردم ايران نيز آزادى انتخاب
 
مى خواهند و نه چيز ديگر. مردم كشورمان - همه در زبان مى گويند -
 
اندازه هاى بالايى از هوش و ذكاوت را دارند كه در صورت وجود آزادى
 
انتخاب، آنچه را كه بيشترين نفع را برايشان دارد برگزينند. وقتى قرار
 
باشد توليد آب، برق، گاز، بنزين، فولاد، اتومبيل، نهال و بذر، مس و
 
آلومينيوم، خدمات هواپيمايى، خدمات حمل و نقل ريلى، مخابرات و...
 
توسط دولت انجام و توزيع آن نيز بر عهده همان نهاد باشد و مردم ناگزير
 
از خريد كالايى شوند كه فقط يك توليدكننده دارد، اسباب سرورى و
 
اربابى را از آنها سلب كرده ايم.وقتى دولت قرار است گندم را يكسره از
 
كشاورزان خريدارى كرده و با قيمتى كه خود تعيين مى كند و در
 
كارخانه اى كه زمام امور آنها در كنترلش است تبديل به آرد كرده و به
 
مردم بفروشد و آنها آزادى انتخاب برى خريد همين كالا را نداشته
 
باشند، اربابى چه معنايى دارد؟ وقتى يك تفكر بر اين مبنا است كه
 
زمام امور فعاليتى مثل بانكدارى را همچنان در چنگ دولت قرار دهد تا
 
مردم ناچار باشند كه فقط يك نوع خدمات بانكى خريدارى كنند، ارباب
 
بودن مردم باد هواست. ارباب واقعى كسى است كه آزادى انتخاب براى
 
كسب درآمد داشته و درآمدى كسب كرده و وقتى مى خواهد كالايى
 
خريدارى كند، فروشندگان پرشمارى به پاى او برخيزند.اگر واقعاً
 
علاقه منديم مردم، ارباب و دولت، نوكر باشد بايد پيامد هاى پرشمار اين
 
تفكر را در فرهنگ، سياست و اقتصاد بپذيريم. در كدام تعريف مى گنجد
 
كه ارباب براى گرفتن امتياز يك روزنامه سال ها پشت ديوار نوكر در انتظار
 
باشد. در كدام تعريف مى گنجد كه ارباب حق نداشته باشد يك تلويزيون
 
خصوصى داشته باشد تا بتواند حرف هاى خود را در چارچوب قانون و
 
مقررات تشريح كندو در كدام تعريف مى گنجد كه ارباب براى هر داد و
 
ستد با همتاى خود در خارج از مرزهاى ملى مثل بيد به خود بلرزد؟
 
تفكرى كه اعتقاد دارد دولت هنوز بايد در خيلى از بخش ها جاى پاى
 
خود را محكم كند، هرگز نمى تواند نوكر مردم باشد.
 
-----------------------------------------------
محمدصادق جنان صفت                          
به نقل از روزنامه شرق                          
-----------------------------------------------

 یا آمریکا خوشش نمیاد یا شما خوشتون نمیاد ؟ چطور ؟

مسخره است یا نه ؟...  بگو ...

نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384 |
نوری از آن سوی شیشه ها نتراوید...

                                   پنجره ها کورتر ز شب پره ها بود...

باد  دهان از سرود خویش تهی کرد...

                                آنچه در این سرزمین نبود  صدا بود ...

                                

نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1384 |
 
مطالب گنجی (عالی جناب سرخ پوش ) زیر رو بخونید و 

 

ببینید که آقای فلاحیان و شرکاء چه کارایی می کردن ؟؟؟

نوشته شده توسط در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384 |

دوست عزيز آقاي باقي روز سه شنبه 26/11/1376 به اصفهان رفت تا با

 

علي فلاحيان درباره قتلهاي زنجيره اي به مناظره بنشيند . فلاحيان علي رغم

 

 وعده قبلي بر سر قرار حاضر نشد تا دخالت يا عدم دخالتش در قتلهاي

 

 زنجيره اي همچنان در پرده ابهام بماند . آقاي باقي در آنجا اعلام كرد :

 

(( اخيرا آقاي نيازي خدمت حسن آقا خميني رفته و به ايشان گفته اند :

 

پدر شما يعني مرحوم حاج احمد خميني به وسيله محفل اطلاعاتي به

 

قتل رسيده و متهمان به اين نكته اعتراف كرده اند . ))

 

اين سخنان در روز شنبه 30 بهمن در روزنامه فتح به چاپ رسيد .

 

 پس از آن طي هفته گذشته بار ها خبرنگاران چند روزنامه طي تماس

 

 با دفتر آقاي نيازي و روابط عمومي دادسراي نظامي خواستار اعلام

 

موضع پيرامون صدق يا كذب اين خبر شده اند . اما متاسفانه آنان از

 

پاسخگويي طفره رفته اند.

 

در زمان رحلت مرحوم حاج احمد آقا ، شايعات فراواني مبني بر قتل

 

ايشان در جامعه منتشر شد . آن شايعات به حيات خود ادامه داد تا

 

 اينكه قتلهاي آذر 1377 اتفاق افتاد و كساني كوشيدند تا وفات مرحوم

 

احمد آقا را با پرونده قتل ها مربوط سازند .

 

خبري كه آقاي باقي در اصفهان اعلام كرده آنقدر اهميت دارد

 

كه قطعا اعلام نظر دادسراي نظامي را واجب ميكند . دادسرا بايد به

 

 دو پرسش مهم پاسخ گويد :

 

۱-آيا آقاي نيازي چنين مساله اي را با آقاي سيد حسن خميني در

 

ميان گذارده است؟

 

۲-آگر آقاي نيازي چنان مطلبي را گفته است ، اين خبر بر مبناي چه

 

 شواهد و مداركي تاييد مي شود ؟

 

----------------------------

*- فتح 7/12/1378

صفحه 223 كتاب عاليجناب سرخ پوش و عاليجنابان خاكستري (چاپ 29 )

نويسنده :اكبر گنجي

نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384 |
 

پویان ( مسیح علی نژاد >>> خبرنگار اخراجی مجلس هفتم )

 

حسین سر بخشیان (عکاس روزنامه شرق )

 

امید معماریان

 

نیک اهنگ کوثر  (کاریکاتوریست سیاسی )

 

نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1384
در ضمن باید بهتون بگم که من نه از طرف آمریکاییها اومدم

 

نه از طرف صیهونیستها ...

 

من خودم به عنوان ایرانی  و ایرانی بودنم  این وبلاگ

 

رو مینویسم و زیر نظر هیچ یک از ارگانها دولتی

 

و غیر دولتی و حزب ها نیستم  و  نخواهم بود .  

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1384 |

عجب تيتري بود که روزنامه ها نوشتن :

                                        توكلي انصراف داد !!!

حالا من هم پيش بيني ميكنم

                

                            قاليباف رضايي - ولايتي

           

 يكي پس  يكي دیگر انصراف ميدن ؟!..

 

اگه باور نكردی به من مربوط نيست. چون من گفتم دیگه !

نوشته شده توسط در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1384 |
 

 ما مصرانه خواستار آزادي اكبر گنجي هستيم

 روز آزادي گنجي ، همان روز روز آزادي است .

ما سكوت نميكنيم

                            و

                                   در مقابل مخالفان آزادي مي ايستيم .

نوشته شده توسط در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1384 |
 

اگه رفسنجاني اون روزها حرفهاي وزير ارشادش (خاتمي ) رو گوش ميكرد

امروز به اين روز نمي افتاد .

بيچاره ،

                         متاسفانه داروي تلخ رو خورده و تازه دو زاريش هم افتاده !

از اين به بعد بايد  مستر راحت طلب  صداش كنيم .

نوشته شده توسط در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1384 |
نظرهات رو در باره کاندیداهای ریاست جهموری بگید ؟

                      

                          مرسی(به پایین صفحه قدم رنجه فرمایید)   

نوشته شده توسط در شنبه دهم اردیبهشت 1384 |

چرا مسئولان مملكت اينجوري هستن ؟

مسوليت ها رو به عهده ميگيرن بعد هر اتفاقي كه افتاد شانه رو خالي ميكنن تازه فرار هم ميگنن .

مگه اينجا ، خاك و خون شما نيست ؟

مگه كشور مال همه ما ايرانيان نيست ؟

مگه نديدين مصدق تا آخرين لحظه عمرش از ايران و ايرانيان دفاع كرد

و دست بيگانگان را كوتاه كرد ( ملي كردن نفت )؟.

مگه نديدين خميني ، مردم را از شر فسا د شاهنشاهي نجات داد .؟

مگه نديدين شريعتي ، مردم را به آگاهي و بيداري دعوت ميكرد .؟

و حالا خاتمي ، به همه ما ياد داد با مخالفان خود چگونه برخورد كنيم

و چگونه از آزادي بيان درست استفاده كنيم .؟

متاسفانه مردم هنوز ياد نگرفتن و از تاريخ هم عبرت نگرفتن .

حالا سرشون به يه سنگ بزرگ بخوره تا حالشون جا بياد .!

ــ رايس (وزير امور خارجه آمريكا ) راست ميگفت :

               ايرانيان فكر ميكنن هنوز در دوران كورش شاه زندگي ميكنن.

پس اينجا ايرانه .؟!...

نوشته شده توسط در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1384 |
 
من مقاله عارت کردن قلعه آزادی را به خاطر حمایت از گنجی که به خاطر نشان دادن صداقت و شجاعت و صدای آزادی بیان را به گوش جهانیان رساند .

ما همه برای سلامتی گنجی دعا می کنیم .

نوشته شده توسط در چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1384 |

 

   توجه :     من در اينجا سعي ميكنم كتاب عاليجناب سرخپوش به نويسندگي اكبر گنجي را به

 

 صورت بخش به بخش براي شما آزاديخواهان و طرفداران آزادي بيان بنويسم و نظر شما را بدانم .

 

                                      عمارت كردن قلعه آزادي * 

محاكمه خردادبراي حل مساله عبدالله نوري صورت گرفت.اما عبدالله نوري بادفاع از آزادي،

 

 حاكميت قانون ، حقوق بشر ، تنوع و تكثر ، سبكهاي مختلف زندگي و رفتار هاي

 

غير قانوني ( حبس و حصر آيت الله منتظري ، زنداني كردن كديور ) ارگانهاي غير قانوني

 

 ( دادگاه ويژه روحانيت ) نگرشهاي خلاف قانون اساسي ( تصور فرا قانوني از ولايت فقيه )

 

و مصوبات خلاف قانوناساسي ( نظارت استصوابي ، اصلاح قانون مطبوعات ) را به

 

 محاكمه كشيد .

 

مشكل عبدالله نوري با محاكمه مذكور حل شد . اما مشكلات و مسايل متعدد جديدي

 

آفريده شد كه منتهي به مشكل دادگاه ويژه گرديد . آنان كه درصدد حذف عبدالله نوري

 

 از عرصه سياسي بودند زمينه حذف خود را در عرصه انتخابات فراهم كردند. مشكل

 

 اصلي عبدالله نوري از نظر دادگاه ويژه انتشار چهار اطلاعيه آيت الله منتظري بود . دادگاه

 

ويژه درصدد آن بو د تا با بستن خرداد و حبس عبدالله نوري ، ديگر كسي از آيت الله منتظري

 

سخن نگويد و نظرات و پيامهاي ايشان را منتشر نكند ...

-----------------------------------------------------------------------

 * : صفحه 30 كتاب عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري

نويسنده : اكبر گنجي - چاپ بيست نهم انتشارات طرح نو

 

 توجه :   من در اينجا سعي ميكنم كتاب عاليجناب سرخپوش به نويسندگي اكبر گنجي را به

 

 صورت بخش به بخش براي شما آزاديخواهان و طرفداران آزادي بيان بنويسم و نظر شما را بدانم .

 

نوشته شده توسط در شنبه سوم اردیبهشت 1384 |