تبليغاتX
..: راسـپــیــنـا :..

 

چرا عاقلان را نصيحت كنيم ؟

 

بياييد از عشق صحبت كنيم

 

تمام عبادات ما عادت است

 

به بي عادتي كاش عادت كنيم

 

چه اشكال دارد پس از هر نماز

 

دو ركعت گلي را عبادت كنيم ؟

 

به هنگام نيت براي نماز

 

به آلاله ها قصد قربت كنيم

 

چه اشكال دارد كه در هر قنوت

 

دمي بشنو از ني حكايت كنيم ؟

 

چه اشكال دارد در آيينه ها

 

جمال خدا را زيارت كنيم ؟

 

مگر موج دريا ز دريا جداست

 

چرابر ( يكي ) حكم ( كثرت ) كنيم ؟

 

پراكندگي حاصل كثرت است

 

بياييد تمرين وحدت كنيم

 

( وجود ) تو چو عين ( ماهيت ) است

 

چرا باز بحث  ( اصالت ) كنيم

 

اگر عشق خود علت اصلي است

 

چرا بحث ( معلول ) و ( علت ) كنيم ؟

 

بيا جيب احساس و انديشه را

 

پر از گلشن راز . از عقل سرخ

 

پر از كيمياي سعادت كنيم

 

بياييد تا عين عين القضات

 

ميان دل و دين قصاوت كنيم

 

اگرسنت اوست نو آوري

 

نگاهي هم از نو به سنت كنيم

 

مگو كهنه شد رسم عهد است

 

بياييد تجديد بيعت كنيم

 

برادر چه شد رسم اخوانيه ؟ 

 

ياد عهد اخوت كنيم

 

بگو قافيه سست يا نا درست

 

همين بس كه  ما ساده صحبت كنيم

 

خدايا دلي آفتابي بده

 

كه از باغ گل ها حمايت كنيم

 

رعايت كن آن عاشقي را كه گفت :

 

(( بيا عاشقي را رعايت كنيم))

 

                                                 قیصر امین پور

 

نوشته شده توسط حنیف در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 |
ازهنگامي که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز مي گذشت

فرشته اي ظاهر شد و عرض کرد:چرا اين همه وقت صرف اين يکي مي فرماييد ؟

خداوند پاسخ داد:دستور کار او را ديده اي ؟

او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکي نباشد.

بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگي قابل جايگزيني باشند.

بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.

بايد دامني داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتي از جايش بلند شد ناپديد شود

بوسه اي داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوي خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.

و شش جفت دست داشته باشد.

فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.

گفت:شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟

خداوند پاسخ داد:فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشتهباشند

-اين ترتيب، اين مي شود يک الگوي متعارف براي آنها.

خداوند سري تکان داد و فرمود:بله.

يک جفت براي وقتي که از بچه هايش مي پرسد که چه کار مي کنيد،

از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.

يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!

و جفت سوم همين جا روي صورتش است که وقتي به بچه خطاکارش نگاه کند،

بتواند بدون کلام به او بگويد او را مي فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعي کرد جلوي خدا را بگيرد.

اين همه کار براي يک روز خيلي زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد .

خداوند فرمود:نمي شود !!

چيزي نمانده تا کار خلق اين مخلوقي را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم

از اين پس مي تواند هنگام بيماري، خودش را درمان کند، يک خانواده را با

يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.

فرشته نزديک شد و به زن دست زد.

اما اي خداوند، او را خيلي نرم آفريدي .

بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمي تواني بکني

که تا چه حد مي تواند تحمل کند و زحمت بکشد .

فرشته پرسيد:فکر هم مي تواند بکند ؟

خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر مي کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد
.
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.

اي واي، مثل اينکه اين نمونه نشتي دارد. به شما گفتم که در اين يکي

زيادي مواد مصرف کرده ايد

خداوند مخالفت کرد:آن که نشتي نيست، اشک است.

فرشته پرسيد:اشک ديگر چيست ؟

خداوند گفت:اشک وسيله اي است براي ابراز شادي، اندوه، درد، نا اميدي،

تنهايي، سوگ و غرورش.

فرشته متاثر شد.

شما نابغه ايد اي خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها

واقعا" حيرت انگيزند.

زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير مي کنند.

همواره بچه ها را به دندان مي کشند.

سختي ها را بهتر تحمل مي کنند.

بار زندگي را به دوش مي کشند،

ولي شادي، عشق و لذت به فضاي خانه مي پراکنند.

وقتي مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.

وقتي مي خواهند گريه کنند، آواز مي خوانند.

وقتي خوشحالند گريه مي کنند.

و وقتي عصباني اند مي خندند.

براي آنچه باور دارند مي جنگند.

در مقابل بي عدالتي مي ايستند.

وقتي مطمئن اند راه حل ديگري وجود دارد، نه نمي پذيرند.

بدون کفش نو سر مي کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.

براي همراهي يک دوست مضطرب، با او به دکتر مي روند.

بدون قيد و شرط دوست مي دارند.

وقتي بچه هايشان به موفقيتي دست پيدا مي کنند گريه مي کنند و و قتي

دوستانشان پاداش مي گيرند، مي خندند.

در مرگ يک دوست، دل شان مي شکند.

در از دست دادن يکي از اعضاي خانواده اندوهگين مي شوند،

با اينحال وقتي مي بينند همه از پا افتاده اند، قوي، پابرجا مي مانند.

آنها مي رانند، مي پرند، راه مي روند، مي دوند که نشانتان بدهند چه قدر

برايشان مهم هستيد.

قلب زن است که جهان را به چرخش در مي آورد

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلي موجودند مي دانند که بغل کردن و

بوسيدن مي تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد

کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادي و اميد به ارمغان

مي آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند

زن ها چيزهاي زيادي براي گفتن و براي بخشيدن دارند

خداوند گفت:اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد

فرشته پرسيد:چه عيبي ؟

خداوند گفت:قدر خودش را نمي داند

نوشته شده توسط حنیف در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 |
سوال : چرا مرغ از خيابان رد شد؟

ــ داروين: طبيعت بدون گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است.

ــ همينگوي: براي مردن. در زير باران.

ــ اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبي است.

ــ سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال‌شدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش
بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد.

ــ پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند.
توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از
خيابان رد ميشود؟

ــصادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.

ــ شيرين عبادي: نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است. در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسي را فراري نميدهد.

ــ روانشناس: آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟

ــ نيل آرمسترانگ: يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها.

ــ حافظ: عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.

ــ کافکا: ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهي بي‌توجه و وحشتزده انداخت. اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکي خود مواجه کند و دست‌کم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثه‌اش دشوارتر مينمود.

ــ بيل کلينتون: من هرگز با مرغ تنها نبودم.

ــ فردوسي: بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه.

ــ ناصرالدين‌شاه: يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.

ــ سهراب سپهري: مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم.

ــ طرفدار داستانهاي علمي - تخيلي: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستي را ? متر و ?? سانتيمتر به عقب راند.

ــ اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟

ــ جرج دبليو بوش: اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است.

ــ سعدي: و مرغي را شنيدم که در آن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود. وي را گفتم: از چه رو تعجيل کني؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم.

ــ احمد شاملو: و من مرغ را، در گوشه‌هاي ذهن خويش، ميجويم. من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان. و من، تهي هستم، از گلايه‌هاي دردمند سرخ.

ــ رنه دکارت: از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟

ــ لات محل: به گور پدرش ميخنده! هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آي نفس‌کش
ــ بودا: با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفي ميکني.

ــ پدرخوانده: جاي دوري نميتواند برود.

ــ فروغ فرخزاد: از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد.

ــ ماکياولي: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند.

ــ پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده.

ــ هيتلر: اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد

ــ احمدي‌نژاد: خيابان و فناوري رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمي جوانان ايران و حق ملت ايران است. ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد. موج معنويت و بيداري در دنياي اسلام، به اميد خدا به زودي اين مرغ را از دامان دنياي اسلام پاک خواهد کرد.

ــ فردوسي پور : چه ميـــــــــکــنه اين مرغه

 

 

                                                     (( بر گرفته از گروه یاهو مارشال مدرن ))

نوشته شده توسط حنیف در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 |

 

ياهو فيلم  300 را به راي گذاشته تا کاربران در موارد مختلف به اين فيلم راي دهند و نتيجه آن قطعاً در تصميم گيريهاي مختلف همانند فروش گيشه بي ناثير نيست.
 
شما هم با مراجعه به لينك زير
به اين قيلم ضد ايراني راي F را بدهيد، تا اين لحظه حدود 20000 نفر به اين فيلم راي داده اند و اين فيلم رتبه نه چندان خوب B را دارد، همت کنيد و رتبه آنرا به زير C برسانيد.
کليک کرده و در صفحه اي که باز مي شود گزينه Write your own review را انتخاب و سپس همه گزينه ها را F انتخاب کرده و پس از تايپ متن اعتراضيه اي در کادرهاي محاوره اي پايين صفحه
کليد
Post Review را فشار دهید ....

                                                   همت كنين بچه ها..

لطف کنيد و متن اعتراض آميز زير رو هم در پايين همون صفحه paste  کنيد  ..خيلي مهمه يادتون نره ..

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------

 

picture of persians in this movie is not real ,,and the total story is fake.while Iranian had
 Senate and the made the first human being rights, How come warner brothers company shows Iranian wild and without culture. Iranians had Persian Empire and their power was equal to Greecs or Romans.300 against a million people is a joke

----------------------------------------------------------------------------------
http://movies.yahoo.com/movie/1809262865/user

 

 

نوشته شده توسط حنیف در سه شنبه هفتم فروردین 1386 |