تبليغاتX
..: راسـپــیــنـا :..

 

زردتشت  : « ای خدای دانا ، با اندیشه ی نیک نزد تو می آیم ؛ مرا از راه راستی و درستی ، نیکی و بهره ی هر دو هستی ، تنی و مینوی ، را ارزانی دار  تا یارانم را به آسایش و آرامش برسانم  »     (اهنود گات – هات 2 )

 پیامبر باستانی ایران نام پدرش اورشست و نام مادرش دوغو متولد 640 قبل از میلاد مسیح ، در ارومیه بوده است ( به گفته برخی تولد او 6500 سال قبل از میلاد مسیح بوده است ) در یکی از تهاجمات تورانیان در سال 582 ق.م  روی پله های معبد شهر بلخ به دست یک تورانی کشته شد ( به روایت دیگران در پرستشگاه هنگامیکه مریدان او اطراف او را گرفته بودند ، درگذشت ) هنگام مرگ 70 سال داشت . به گفته برخی از موبدان و دانشمندان او را مردی حکیم و دانا را در میان پارسیان معرفی کرده اند . تعلیمات او اخلاقی و علمی ازجمله طب ونجوم و طبیعیات بوده است و مذهب او در ایران عهد ساسانیان به رسمی شناخته شده و هم اکنون در هند و بعصی از جاهای ایران زندگی میکنند .

 

 مانی  :  « این جهان زندانی است که عاصیان ، نور را در آن به زنجیر کشیده اند »

در سالهای 217 الی 277 میلادی همزمان با ادشیر ساسانی تا بهرام اول می زیسته اصالتا از پدر و مادر همدانی (مادرش از خاندان کمسرکان اشکانی ) بوده است . خود را پیامبر و پزشک معرفی کرد .دین او که آمیخته ای از زردشت ، بودا  و مسیحت بود و به سرعت در بلاد شرق و غرب توسعه یافت .

مانی به چند خط  و زبان آشنا و نقاشی چیره دست بود و هم به موسیقی و شعر علاقه وافری داشت . برای سهولت در نگارش رساله های زیادی نوشت که مشهورترینشان : انگلیون ( انجیل مانی ) ، ارژنگ ، کوان ، کنزالاحیا ، کفالایا و سفرالجابره است

مانی به زبانهای متعدد مینگاشت و دین خود را دین جهان شمول تبلیغ میکرد .

می گفت : «  در مبعد من پیروان تمام ادیان آزادانه به ایین خود نیایش می کنند . نواب و روحانیان آیین من حق تملک مال و ثروت ندارند و باید خود را وقف مردم کنند. »

بالاخره به دستور کرتیر (kertier   یکی از روحانیون قدرتمند و نفوذ او در حکومت ساسانیان  و بیشتر جنگهای ایران و روم به تشویق و توطئه او صورت میگرفت ) به زندان افتاد و زنده زنده پوستش را کندند  و سرش را به دروازه جندی شاپور نصب کردند .

  

ذوالقرنین ( کوروش کبیر ) :  « منم کوروش شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه دادگر ، ...................... ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش ( اهورا مزدا ) را ستودیم .................... و من برای همه مردم جامعه ای آرام  مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم .  »

لقب ذوالقرنین (صاحب دو شاخ) متخذ از خواب دانیال پیغمبر است که در خواب دید قوچی زیبا با دو شاخ بلند در کنار رودی ایستاده است این دو شاخ یکی بطرف جلو ودیگر به پشت خم شده اند و قوچ با دو شاخ خود شرق و غرب را شخم میزند وهیچ حیوانی در برابر او مقاومت نمی کرد تا اینکه یک بزکوهی از طرف مغرب در حالیکه زمین را با شاخ خود میکند و میان پیشانی این بز فقط یک شاخ بزرگ وعجیب پیدا بود ، بز کوهی کم کم به قوچ نزدیک شد و بر او تاخت در این حمله دو شاخ قوچ شکست و از مقاومت عاجز ماند.فرشته ای به دانیال نازل شده وخواب را به کوروش و اسکندر تعبیر کرد ، کوروش سر دودمان هخامنشی و بزکوهی اسکندر که آن دودمان را برانداخت.

اولین لشکر کشی کوروش به غرب و فتح لیدیا :  کوروش پس از آنکه بر تخت نشست با پادشاه لیدی که کرزوس نام داشت روبرو شد مورخین یونان عموما گفته اند که برای اول بار کرزوس دست به دشمنی زد و جنگ را آغاز کرد و کوروش را مجبور به توسل به شمشیر کرد ،کوروش در این جنگ پیروز شد ، لیدی در آسیای صغیر موسوم به آناطولی قرار داشت ، حکومت لیدی دست نشانده یونان بود ، کوروش با مغلوبین بطوری با بزرگواری رفتار نمود که مردم احساس نمیکردند که آتش جنگی به دیار آنها کشیده شده است .. بنظر ابولکلام اولین سفری که کوروش به غرب کرده همان است که در ایات 85تا88سوره کهف آمده است .(حما به معنای آب تیره رنگ شرح داده میشود.

دومین لشکرکشی کوروش به شرق  :  در حمله دوم ، کوروش متوجه مشرق شد ، زمانیکه قبایل وحشی و عقب مانده " کیدروسیا" و "باکتریا" که در نواحی مشرق سکونت داشتند سر به شورش برداشتند کوروش برای خواباندن فتنه به آنجا لشکر کشید. منظور از سرزمین کیدروسیا "مکران وبلوچستان" و منظور از باکتریا همان "بلخ" است وآیات 89تا 91 سوره کهف میباشد.

لشکرکشی سوم کوروش به شمال ایران  :  حمله سوم کوروش به طرف شمال ایران صورت گرفته که برای اصلاح امور «ماد» بوده است این سرزمین در شمال سرزمین پارس است وحدود آن به سلسله کوههای قفقاز میرسد که این کوهها بین دریای خزر و دریای سیاه واقع است ، این نواحی بعدا به قفقاز یا به اصطلاح پارسیان کوه قاف موسوم گشت. کوهستانهای فعلی قفقاز به این سلسله کوههای بین دریای خزر و دریای سیاه گویند، در این سفر کوروش به نزدیک رودی رسید ودر کنار آن اردو زد ،اقوام این منطقه از دست قومی به کوروش شکایت کردند او دستور داد در محلیکه غارتگران از آن میگذشتند سدی آهنین ساخته شود ،تا بدین وسیله از تاخت وتاز آنها جلوگیری شود.

اگر به نقشه نگاه کنیم : آسیای غربی پایین دریای خزر وجود دارد ودریای سیاه بالای آن است و کوههای قفقاز نیز بین دو دریا در حکم دیوار طبیعی مرتفعی است این کوهها صدها کیلومتر طول دارند ومانع رخنه کردن به این طرف و آن طرف کوههاست تنها یک تنگه میان آن قرار دارد که محل عبور اقوام یاجوج و ماجوج بوده اند کوروش با سدی آهنین آن تنگه را مسدود کرد این همان است که در آیات 93تا97 سوره کهف آمده است.

این سد در محلی که بین دریای خزر ودریای سیاه بنا شده ودر تنها تنگه مبان این سلسله کوهها ساخته شده است .این راه را امروزه تنگه «داریال» میخوانند ودر ناحیه «ولدای کیوکز » و تفلیس گرجستان واقع شده است . هم اکنون نیز بقایای دیواری آهنین در این ناحیه وجود دارد ،واین همان که در سد ذوالقرنین آهن زیاد بکار رفته است ، معبر داریال بین دو کوه بلند واقع شده است واین سد که آهن زیادی در آن بکار رفته است در همین دره وجود دارد

در آخرین جنگی که کورش کبیر برای دفاع از سرزمین پارس میرفت در نزدیکی رود سیحون با 300 نفر از سپاهیانش به رود سیحون رسیدند و آنگاه از بربرها سوال کرد که برای جنگ آماده هستند فرمانده بربرها به کوروش پیشنهاد داد که یا در سرزمین پارس یا در آنسوی آب ( سرزمین بربرها  ) را برای جنگ انتخاب کند !!!

کمبوجیه پسرش پیشنهاد داد که در آنسوی آب جنگ کنند چرا که هنگامیکه پیروز شدند بتوانند سرزمین آنان را تصرف کنند و در هنگام شکست آنان نتواند سرزمین پارس را به یغما ببرند .

کوروش با پیشنهاد پسرش موافقت کرد و بعد از مدتی در همین جنگ کشته شد .

بردیا و کمبوجیه و داریوش کبیر از فرزندان کورش کبیر هستند . کمبوجیه بعد ار مرگ پدر بر تخت نشست و به خاطر اختلاف با بردیا داستان بردیای دروغین را ساخت ( بردیا را از سر زاه برداشت ) و به مصر حمله کرد و در راه بازگشت به سرزمین پارس درگذشت . برادرش داریوش کبیر جای او را گرفت و  جمشید را باشکوه ساخت شامل همه چیز میشد ( دانشگاه ، درمانگاه ، دادگاه و .... ) و آنها را برای مردم ساخت و در ورودی اصلی جمشید را دروازه ملل نامید .

 

 منبع :

-  قرآن

-  اینترنت

-  نام کتاب : چنین گفت زردتشت    نویسنده : نیچه

-   نام کتاب : ارخن ها     نوشته ای از :  بهرام هنر پرور

 و

در اینجا باید بگم که کمتر وقت کردم تا درمورد مانی ، زردتشت و ذوالقرنین بنویسم البته این سه نفر در میان 145000 نفر پیامبران ، ایرانی بودند .  در ضمن اگر قصوری و اشتباهاتی در این مطالب دیدید من را به بزرگواری خودتان ببخشید .

نوشته شده توسط حنیف در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 |

 

 

داستان وَد (ازدواج) دختر اَشو زرتشت، پوروچیستا در اوستا بخش یسنا، هات 53 آمده است این داستان كه به چندين هزار سال پيش برمی‌گردد، از ديدگاهاي گوناگونی دارای ارج و پيام فراوانی است. گزارش اَروسي (عروسی) پوروچیستا، روشن كننده‌ي هوده‌ي (حقوق) والای یک زن در آيين زرتشت است. برابر با یندهای ( آيه هاي) گوهربار اوستا، جوان ترین دختر اَشو زرتشت در جرگه (مجلس) اَروسی شنونده است و پدر به دخترش، كسی را پيشنهاد كرده كه در منش و رفتار بی همتا است ولي با این همه اَشو زرتشت به هیچ روي پافشاری نمی كند و او را رها مي گذارد كه با انديشه آزاد و گزينش هام (تام) شوهر خود را برگزيند. اَشو زرتشت به او چنین می گوید 

 

اینک تو ای پوروچیستا از خاندان سپنتمان و جوان ترین دختر اَشو زرتشت هستی، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از درست کرداران و پشتیبانان آيين بهي است براي همسری تو پيشنهاد می كنم ولی تو اکنون برو و در این باره خوب به اندیش و خردت را راهنما بگذار و پس از رآي زدن اگر پذيرفتي، به انجام  آيين سپند (مقدس) وَد (ازدواج) بپرداز

 

پوروچیستا پس از گفتگو با جاماسپ و شناخت او و اندیشیدن آزاد، پيوند را مي‌پذيرد

سپس 

 اَشو زرتشت در جرگه مِهر (عقد) برای باشندگان (حاضران) و به ویژه دختران و پسران جوان چنين می‌گويد:

 

ای دختران و ای پسران جوان که در آستانه وَد هستيد، اینک بدانيد و پندم را خوب به ياد بسپاريد و هرگز از یاد نبرید كه هميشه با کوشش و پشتكار به راه راستی رهسپار باشید، هر یک از شما باید در کردار و گفتار و پندار نیک از دیگری پیشي جوید. پندتان می دهم تا رونده‌ي این راه باشید و هر یک در زندگی رفتاری کنید که آن دیگری خوش و خرم باشد.

 

این داستان روشن كننده‌‌ي برابري و آزادي زن و مرد در چپيره‌ي (جامعه) چندين هزار سال پيش ايران دارد. خواست زنان و دوشیزگان چه تا آن هنگام که در خانه پدری بوده‌اند و چه پس از وَد، گرامي بود و آنان آزاد بودند تا خود راه خود را برگزينند. در زمانی كه در پيرامون ايران زن را كنيز می‌دانستند و يا زنده به گور می‌كردند

 

 

منبع : گروه یاهو مارشال مدرن

نوشته شده توسط حنیف در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 |

 

 

 

 

امروز خاطره برایم توصیف شدنی نیست !!!

امروز بهترین روز زندگی من بود !!!

امروز هم بار دیگر متولد شده ام !!!

امروز هم بار دیگر جولیا را دیدام !!!

امروز هم بار دیگر ...

امروز هم ...

امروز ...

امروز دیدار با بزرگان برای من خاطره بود !!!

امروز چه روزی بود ؟

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط حنیف در جمعه یازدهم مرداد 1387 |

دوستان عزیز سلام

گزارش ویژه براتون دارم !!!

 

boniad

 

با نزدیک شدن به مراسم گرامیداشت جولیا سمیعی فعالیتهای گسترده بنیاد  به طوری شروع شد

که هیچ کس فکرش رو هم نمیکرد .

در اینجا ما با همکاری بنیاد این مراسم را یعد از سی سال که هیچ کس به فکرش نرسیده بود و

 اعضای تیم بنیاد که متشکل از روشنفکران برجسته ای هستند که چنین برنامه ای بسیار فوق العاده

 و غیر قابل تصور را به اجرا گذاشتند باعث شگفت دیگران شد .

و من شخصا  ( خارج از مسئولیتها  )  این موفقیت را به اعضای بنیاد تبریک میگویم .

 

نوشته شده توسط حنیف در چهارشنبه نهم مرداد 1387 |