تبليغاتX
( ... راسـپــیــنـا ... )
در اينجا فقط نظراتم را ثبت مي‌كنم ؟!...

 

 

میگفتی

 چه غریبانه زیستم

غریب و تک و تنها

 در اندیشه و  آرزوی خویش ام

 میگفتی

 چیست نام آن

 که در قفس محبوس کرده ای

 میگفتی

 چه غریبانه زیستم

 سکوتم سکوتی بی صدا نبود

 آرزویم آرزوی فرداهایم

 . . .

 


 

برگردیم به آن روزها

                           که

                                 کودک بودیم .

کودک بودیم 

                   و

                           کوچک

دوباره شروع کنیم

                        حالا

                              دوباره برگردیم

به آن روزها

                    که

                            کودک بودیم . . .

 


 

شاید هنوز هم
                      یک چیز

                                  بر جای مانده بود

  که در تلاش بی نتیجه اش

                                   می خواست

 ایمان بیاورد به پاکی ها
                              چه خالی

                                           بی پایانی
خورشید دیگه مرده بود
                              و

                                 هیچ کس نمی دانست

 که دیگه اون نیست !!!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط حنیف  | 

 

رو سعی بـکن که مرد احسان باشی                                        نیکی بکنی به خلق و انسان باشی

 بــی رنج به مفت سودی از کس نبری                                      چـــو شمع برای جمع سوزان باشی

 تا حدودی با مقاله های سید مهدی موافقم اما هر حرفی که نمیشه به کرسی نشاند اگر حرفی درست و منطقی باشد در صورتیکه دیگران از آن بی اطلاع باشند و باید آنها را متقاعد کرد برای با مخالفت آنان روبرو  نشیم  با منطق و قانع کردن آن میشه حرف را به کرسی بنشانیم در غیر این صورت به قول یکی : جواب ابلهان خاموشیست !!! برای اینکه از این بهونه های بی مورد و بی جای آنان جلوگیری کنیم باید فرهنگ و روش برخورد و آداب معاشرت را تغییر داد . . . و ایجاد وحدت و همدلی میان همه ما بوجود آید !

در ضمن عـشـق ، وقتی به سمت  تصمـیمات کورکـــورانه ای پیش می رود هیچ چیز نمیتواند جلوی آن را بگیرد ، جز مـــــرگ !

شریعتی درمورد خود سازی می گوید :  « خــودت را آنچنان بساز تا بتوانی بازیگر خوب و لایق این نمایشی باشی که قلم تقدیر در صحنه این زمین برای فرزند آدمی نوشته است . در کجـا باید تمـــــرین کـــــرد ؟ زنــــدگی !  فرصــــت چیســـت ؟ عمــــــر ؟ »

  « دست بردار نیست »

فیلم (  آن مرد کیست ؟  ) اثر ..... و با همت آقای رضاقلی شهیدی خاطره و چهره زیبای جبار باغچه بان را به تصویر کشیده است و اینک جبار برای همه ما زحمت کشید و ما را به جامعه شناساند ولی ما هنوز قدر او را نمیدانیم و به گونه دیگری به حق او جفا کرده ایم در واقع به حق خودمان هم جفا کردیم .... چقدر ؟  تا کی میخواهیم ادامه بدهیم ؟  حقی که از ما گرفته شده چگونه میخواهیم به جامعه برگردانیم ؟  آیا کسی هست حق پایمال شده ما را به ما برگرداند ؟  آیا کسی هست از این دعوای خانوادگی جلوگیری کند ؟ تا کی میخواهیم سرمون توی لاک خودمون باشه ؟  تا کی میخواهید منفی گرا باشید ؟ . . .  چرا ؟

راست است ساختن چیزی بسیار سخت و طاقت فرسا هست اما تخریب آن بسیار آسان و راحت الحلقوم .

   من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر        من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش

 

 باز هم تحقیر کردن دیگران را شروع کرده اند تا به آن چیزی که بخواهند برسند متاسفانه این چنین چیزی و کاری را که شروع کرده اند به نتیجه نامطلوب میرسد که باعث ضربه ی سنگین وارد سازمانهایی می شود که مورد خوشایند دیگران حتی کسانی که از این وضعیت بی خبر بوده اند نباشد و هرچند به ضرر جامعه هست باید آن را پذیرفت و قبول کرد .

منتها باید گفت که این سازمانی را که از وضعیت پشت پرده آن خبرهایی هست در دستان چندین گروه و گروههای سازماندهی شده می باشد و اجرا میشود و باعث میشود به نتیجه نرسیم و عناصر نامطلوب غیرقابل قبول در جامعه بوجود می آید که دیگران به آن ناهنجار های اجتماعی می گویند البته متاسفم ما یه این موضوع بی تفاوتیم !!!  گرچه این موضوع برای پژوهشگران بسیار مهم و حیاتی هست . . .

ببینید افرادی که تحصیل کرده و سواد جامعه و سیاست رو دارند هنگامیکه بر صندلی قدرت و چیرگی تسلط پیدا می کنند  دیگران را به گمراهی و کور کردن رقیبشان می پردازند البته اینها بعدها رسوا می شوند . . . میدانم اینچنین هست . . . من نمیخواهم حقیقت را بر دیگران نادیده بگیرم و این راه ، راه من هست که همیشه حقیقت را باید گفت و هیچ چیز و هیچ برنامه ای بدون ایمان به خدا اجرا نخواهد شد مگر با دروغ و ریا . . .

 

اگه خواستی بهم سر بزنی  . . .

نمیخواد   کفش در بیاری .
نمیخواد   نماز بخونی .
نمیخواد   آروم بیای.
نمیخواد   به کسی کمکی کنی .
نمیخواد   پولی خرج کنی .
نمیخواد   ثروتمند یا  تهی دست باشی .
نمیخواد   حرفی بزنی .
نمیخواد   وضو بگیری .
نمیخواد    صلواتی بفرستی .
نمیخواد   حافظ کل قرآن باشی .
نمیخواد    چشاتو ببندی .
نمیخواد    با دلی پاک بیای .
نمیخواد   دعا بخونی .
نمیخواد   زحمتی بکشی .
نمیخواد   کاری انجام بدی.
نمیخواد   پاک باشی .
نمیخواد   با مرام باشی .
نمیخواد   خوب باشی .
نمیخواد   جوراباتو در بیاری .
نمیخواد   حاجتی کنی .
نمیخواد    بترسی .
نمیخواد    کسی رو بکشی .
فقط داری میای پیشم دلتو بشور.
فقط با خدا باش.

 

دیوار بی اعتمادی را نیز هم آنقدرها بالا برده اند که حتی به دوستهای قدیمی و کودکانه ای را هنوز از یاد نبرده اند  اعتماد ندارند . . . میدانم که این چنین نیست ولی بعد ها با گذر زمان بهش می رسید !!!  و هم اینک تاریخ به ما ثابت خواهد کرد . . .

  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط حنیف  | 

 

 دوستان عزیز

 

در شهر من دیگه کلمه ای به نام ما وجود نداره فقط در کوچه پس کوچه هایش کلمه ی من پیدا میشه


 

((  شریعتی می گوید :    تو کجای تاریخ قرار گرفته ای ؟   ))

 

* از نگاه دکتر شریعتی روشنفکر عبارت است از :


    یک انسان آگاه نسبت به نا هنجاری های اجتماعی ، آگاه به عوامل درست این تضاد و ناهنجاری ،

آگاه نسبت به نیاز این قرن و این نسل و مسئول در ارائه راه نجات جامعه از این وضع ناهنجار محکوم

و تعیین راه حل و ایده آل های مشترک برای جامعه و بخشیدن یک عشق و ایمان مشترک جوشان

به مردم که در متن سرد و منجمد اجتماع منحط سنتیش ، حرکت ایجاد کند و  آگاهی و خود آگاهی

 خویش را به مردمش منتقل نماید .

 



 

 خوب است چنین مقالاتی را در چنین سایتهایی مشابه مشاهده می شود که فعالیتهای دیگران را

 در نظر میگیرند و نظراتشون رو رد و بدل می کنند و خیلی چیزهایی دیده می شود اما باید بگم که . . .

 اینجا دیگه خبری از چنین مقاله هایی نیست و از کسانی که حرفهایی زدم مایه ناراحتی

 آنان شده ام  عذر خواهی  می کنم .

 

درست است آزادی بیان که هست اما باید از آن درست استفاده کرد !!!

 


 

دکتر شریعتی :

خدایا به من زیستنی عطا كن كه در لحظه ی مرگ بر بی ثمری

لحظه ای كه برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

و مردنی عطا كن كه بر بیهودگیش

سوگوار نباشم

.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط حنیف  |