![]()
می دانم که دیگر او نیست !
او چه کسی بود ؟
چرایی در ذهنم خطور کرده
مشغوش
دغدغه ها
رویا ها
کاش میشد
او را دید
و
وجودش را
حس کرد
حسی که هزار ها افسوس خورده می شوند
اما
در یاد ها خواهند ماند .
به یاد جولیا سمیعی ( روحش شاد )
ميدانم که
لحظه مرگم
نزديک است . . .
لحظه اي مملو از دغدغه ها
مرا به حال خودم بذار . . .
کاش ميشد
معناي خنده و خشم را فهميد !
کاش ميشد
مرگ را ترجمه کرد
کاش ميشد
عشق را تفسير کرد
کاش ميشد
محبت را . . .
هم اينک ديگر دير شده
لحظه ي مرگم فرا رسيده
مرا به حال خودم بذار . . .
دوباره متولد شده ام
و اين بار آنقدر ديوانه ام
و دوره اي که چه کسي چه مي داند
شعر چيست ؟
سر از ديوانگي ام در نمي آورد
اما خوب ميدانم
قضيه از اين قرار است
که
عاشق مرده ام . . .
من از ديكتاتوري ميهراسم كه كاريزما باشد
و از كاريزمايي ميهراسم كه ابله باشد
و از ابلهي ميهراسم كه كرسياش فراخ باشد
و از كرسي اي ميهراسم كه بر دوش جنگجويان قرار گيرد
و از جنگجوياني ميهراسم ...................................