فتوای حسین اینست : « آری » ! در « توانستن » نیز « بایستن » هست . برای او زندگی « عقیده و جهاد » است .
بنابر این او زنده است ، و به دلیل اینکه زنده است مسئولیت جهاد رد راه عقیده را دارد . « انسان زنده » مسئول است و نه فقط انسان توانا و از حسین زنده تر کیست ؟
در تاریخ ما کیست به اندازه او حق داشته باشد که « زندگی کند » ؟
و شایسته باشد که « زنده بماند » ؟
نفس انسان بودن ، آگاه بودن ، ایمان داشتن ، زندگی کردن ، آدمی را « مسئول جهاد » می کند و حسین مثل اعلای انسانیت زنده ، عاشق و آگاه
است .
توانستن یا نتوانستن ، ضعف یا قدرت ، تنهایی یا جمعیت ، فقط « مشکل » انجام رسالت و « چگونگی » تحقق مسئولیت را تعیین میکند نه « وجود » آنرا .
( منبع کتاب حسین وارث آدم ، ص 166 )