تبليغاتX
..: راسـپــیــنـا :.. - واژه جدید" ناشنوا شده" Deafened
 deaf
 
به تازگی در کشور کانادا گفتگو هایی درباره انواع ناشنوایی از لحاظ تعریف علمی صورت می گیرد
به طور کلی در زبان انگلیسی ، طبقه بندی ناشنوایی به شرح زیر است
۱) ناشنوا Deaf
در هنگام تولد ، فاقد هر گونه قوه شنوایی می باشد و یا باقیمانده شنوایی اش قابل توجه نیست لذا فرهنگ (هویت ) ناشنوایی را به طور کامل ، صد درصد از خود نشان می دهد.
 

 
2) نیمه شنوا (سخت شنوا) Hard Of Hearing (HOH)I
در هنگام تولد ، صداها را به طور ضعیف و یا ناقص دریافت می کند ، یعنی دچار اختلالات شنوایی است و به مرور زمان ، دچار افت شنوایی می شود. به این ترتیب دارای نصف ، یعنی حدود پنجاه درصد از فرهنگ( هویت ) ناشنوایی می باشد.


۳) Deafened شنوا که بعدا ناشنوا می شود 

در هنگام تولد از نعمت شنوایی سالم و کامل برخوردار است و دوره زبان آموزی را گذرانده و در میان افراد شنوا بزرگ شده است ؛ تا این که بر اثر پیشامد های گوناگون مانند بیماری یا سقوط از بلندی ، تمام و یا بیشتر قوه شنوایی خود را به طور ناگهانی از دست می دهد و به مرور زمان که همراه با حالات افسردگی و کناره گیری از اجتماع است ، حدود بیست درصد از فرهنگ (هویت) ناشنوایی را از خود نشان می دهد.
برای واژه جدید انگلیسی Deafened که به تازگی رایج شده است ، هنوز معادل فارسی نداریم. من فعلا واژه " ناشنوا شده " را برای آن در نظر گرفتم.
البته برای رفع هر گونه پیش داوری ، باید بگویم که افراد ناشنوا شده بر اساس زمان از دست دادن ناگهانی قوه شنوایی شان ، دو دسته هستند:
1) افرادی که در دوران کودکی ناشنوا شده اند. اینان چون دوره ابتدایی را در محیط ناشنوایان، یعنی دبستان باغچه بان و امثال آن گذرانده اند ، با زبان اشاره ناشنوایان به خوبی آشنا هستند ؛ لذا تا نصف یعنی پنجاه درصد از فرهنگ (هویت) ناشنوایی تاثیر می پذیرند.
2) افرادی که در دوران بزرگسالی قوه شنوایی شان را به طور ناگهانی از دست داده اند. این دسته چون خصوصیات و حالات رفتاری شان قبلا در جامعه افراد شنوا شکل گرفته است ، با زبان اشاره ناشنوایان به خوبی آشنا نیستند و با وجود این که به جامعه ناشنوایان ، همچون هنرستان ناشنوایان و کانون ناشنوایان ایران و امثال آن راه می یابند ، در حد کم، یعنی حدود بیست درصد از فرهنگ (هویت) ناشنوایی را از خود نشان می دهند


در اروپا و آمریکای شمالی و ژاپن ، ناشنوایان و نیمه شنواها انجمن جداگانه دارند، چون شرایط و نوع فرهنگ و حالات ناشنوایی از لحاظ شدت و پایداری باهم متفاوت است. همچنین افراد ناشنوا شده Deafened که غالبا احساس سرخوردگی و طرد از جامعه شنواها را دارند ، برای خودشان دارای گروه مستقلی هستند. برای نمونه ، آدرس وب سایت های این دو گروه مهم در کشور انگلستان در زیر آورده می شود

 انجمن ملی ناشنوایان انگلستان

http://www.patient.co.uk/showdoc/26738741

انجمن ملی ناشنوا شده های انگلستان

http://www.nadp.org.uk/index.htm

در کشور کانادا ، دادستان عالی کشور در هنگام تصویب و صدور یک لایحه قانونی مهم درباره پرداخت اجباری هزینه حق الزحمه رابطان زبان اشاره ناشنوایان در دادگاهها توسط دولت فدرال ، هر سه گروه جداگانه یعنی ناشنوا ، نیمه شنوا و ناشنوا شده را به صورت سه هویت مستقل مورد خطاب قرار داده است

در کشور ما ، یعنی ایران ، افراد هر سه گروه ( ناشنوا - نیمه شنوا - ناشنوا شده ) فاقد هر گونه تعریف مشخص و هویت مستقل و جداگانه از هم می باشند و در مکان های مخصوص ناشنوایان همچون شعبات کانون ناشنوایان ایران و انجمن خانوادگی ناشنوایان ایران جمع شده اند. در نتیجه مسئولان کشور متاسفانه با دیدن رئیس فلان شعبه کانون ناشنوایان که درمرحله بزرگسالی ناشنوا شده است ، به طور اشتباه خیال می کنند که تمام ناشنوایان مانند رئیس آن شعبه کانون خیلی خوب حرف می زند ؛ لذا هیچ مشکلی در اجتماع و آموزش و اشتغال ندارند . در نتیجه ، لزومی برای به رسمیت شناختن زبان اشاره فارسی به عنوان زبان مادری ناشنوایان ایران نمی ببینند
یکی از موارد ضرر این است که مسئولان کشور ما با دیدن افراد ناشنوا شده که دارای گفتار خوبی می باشند و به عنوان رابطان ناشنوایان در جلسات مهم همچون گردهمایی روسای کانونهای ناشنوایان سراسر کشور حضور می یابند و اشارات سخنرانان ناشنوا را به زبان گفتاری برای حضار شنوا ترجمه می کنند و یا بالعکس گفتار سخنرانان شنوا را به زبان اشاره بر می گرداند ، به طور اشتباه نتیجه می گیرند که جامعه ناشنوایان به دوره تربیت رابطان ناشنوایان احتیاج ندارند ، لذا احتیاجی به اختصاص بودجه برای راه اندازی دوره تربیت رابطان نیست. در نتیجه ، جایگاه دوره تربیت افراد شنوا برای گماردن به شغل رابطان ناشنوایان در ایران ، خدا نکرده کم کم به فراموشی سپرده می شود. چون افراد ناشنوا شده تا حدودی جای رابطان ناشنوایان را که از میان افراد شنوا انتخاب می شوند ، گرفته اند؛ هرچند نیت شان خدمت به جامعه ناشنوایان است.

با نگاهی به تاریخ کانون ناشنوایان ایران (تاسیس شده در سال 1339 شمسی ) ، در می یابیم که قرار گرفتن یک فرد ناشنوا شده که در بزرگسالی قوه شنوایی خود را به طور ناگهانی از دست داده است و اصولا میانه خوبی با زبان اشاره فارسی ناشنوایان را ندارد ؛ در راس ریاست کانون ناشنوایان آنهم به مدت بیست و هفت سال ، چه زیان هایی به جامعه ناشنوایان ایران وارد ساخته است

  ادامه مطلب در سايت بنياد پژوهشهاي ناشنوايان ايران

نوشته شده توسط حنیف در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 |