تبليغاتX
..: راسـپــیــنـا :.. - حقیقت را بگو هرچند که تلخ باشد و نگذار از ترس فلج شوی

 

با آغازسال  ۸۷  از سالهایی که از بحرانهای بزرگ گذشتیم و با موفقیت به اینجا رسیده ایم

بیایید یه نگاهی موشکافانه ای بیاندازیم :

- کانونی که با ریاست آن ( همچنان بر مسند قدرت و چیرگی بر ناشنوایان نشسته است ) به کار خود ادامه می دهد چه به ضرر و  چه به نفع همه ما باشد همچنان پابرجاست و خواهد بود .

میخواهم توصیحاتی درباره وبلاگ آقای آبفروش را در اینجا بگویم ( به عنوان یه شهروند نه سردبیر !!! )

ایشون مطالبی نوشته اند که در نظرشان می گذشته و در وبلاگش نوشته به هرحال نوشتن و گفتن حکم اعدامی را ندارد . آزادانه و آزادی بیان را میتوان در نظر گرفت و گفت. ( به شرطی که توهینی در کار نباشد )

هر کسی اشتباهاتی دارد و اشتباهاتش را نمیتوان برگردن دیگران انداخت و یا سر پوش گذاشت .

 

خطاب به :  یک شخص دلسوز/ ناشنوا / بی نام / . . .

شماها در بلاگ آقای آبفروش در بخش نظراتش به نام من اشاره کرده بودید !

 که حساب من را از دیگران جدا کردید و بی آنکه من را بشناسید من را بعنوان کسی که آرزوی بدست گرفتن قدرت اصلی کانون دارد را نام می برید  .

من شماها را بعنوان منعقد میشناسم و میدانم که با منعقدان میتوان گفتگو کرد تا مشکلاتی که خودش را نمیشناسد شناخت .( به شرطی که توهینی در کار نباشد )

حالا میخواهم بدانم که شما بدون آنکه من را بشناسید و بدانید من کیستم و چه کار میکنم .....چطور شد که نام من را به وسط کشیدید ؟!...

من هم بطور مختصر از مسولیتهایی که درکانون به عهده گرفتم را در اختیارتان میگذارم و قضاوت با شما !

روزهایی که بعد از سالها دوری از دوستان ناشنوا در سال 83 در کانون ؛ انجمن ؛ خانه ناشنوایان و فرهنگسرای شفق با ناشنوایان آشنا شدم و کانون را به علت  با شخصیت بودن و قانونمدار بودن و هدفدار و آینده نگر بود انتخاب کردم

و بعداز چند ماه به شورای جوانان کانون ( مجله رسمی ) را پیشنهاد کردم  (( که هم اکنون صدای جوان را مشاهده می کنید آن حاصل کار من نیست حاصلی که به دست کسی اختیار تام را در دستانش گرفته است )) و عضویت و مسئولیت آنرا به عهده گرفته ام  و بعداز یک سال وقفه کار به دست دیگران چاپ و منتشر می شود که من هم اکنون رضایت خاطر آنرا ندارم و بخاطر شماها این مسئولیت را بعهده  دارم و خواهم داشت هرچند به ضررم تمام شود اما به فکر آن هستم برای آینده شماها و نسل بعد از ما . . .

میدانم نسلی بعد از من می آید  نگران آنهایی هستم که نگویند ما چه کارها کرده ایم و نکرده ایم . . .

 

 

و هم اینک قضاوت را به عهده شما میگذارم !

 

نوشته شده توسط حنیف در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 |