دوستان عزیز
- من فکر میکنم که با این ناشنوایانی در جامعه عادی هستند به صورت غیر عادی برخورد میشود که به اصلاح به آنان میتونم بگم مسخره بازیها و دست کم گرفتن آنان و حقیر شمردن ناشنوایان در جامعه بطور کلی مشخص و آشکارا دیده میشود .
بطور کلی بایدبگویم ناشنوایان با افراد عادی میانه خوبی ندارند چه برسد به دست درازی کردن از آنان … در واقع باید بگویم که این ناشنوایان از لحاظ فکری و ذهنی برتر از انان هستند و خواهند بود و می خواهم آنان مستقل بمانند .
از یکی شنیده بوده ام میگفت ناشنوایان تا به چیز دلخواهشان دست پیدا نکرده اند برای آن سختگیری و مبارزه میکنند تا به آن برسند .
حالا ببینید این گفته را نقد میکنم … در مسائل سیاسی ما ( گر چه نمیتونیم اما فرض کنیم ) افراد عادی از ما میترسند که ما بر آنان تسلط پیدا کنیم و حکومت کنیم که چنین نیست و نمیبینم !!!
این مسئله برای من نا خوشایند هست و بطور کلی باید بگویم کانون برابر است با آزمایشگاه که برروی هر شخص یه اطلاعاتی داده میشود و نتیجه آن را در آینده ای نه چندان دور به دست میاید و همانطور که میبینید آقای محترم !!! مهدوی با این 20 سال ( چه بیشتر چه کمتر ) به ناشنوایان خدمت بزرگی کرده اند و در آخر با چنین حرکاتی همه زحمات 20 ساله اش را بر باد داد !
« زبان سرخ می دهد سر سبز بر باد »
فرهنگشان را
روش آداب و رسوم
آداب معاشرت
نحوه نشست و برخاست با دیگران
و خیلی چیزهایی که به ذهنتان میرسد
«اینها همه منفی گرا و منفی اندیش هستند »
آینده نگری در میان آنان مشهود نیست ...
اینهایی می آیند بالای منبر ( چطوری بگم !؟... ) حرفهایی میزنند در حد کشک است .
« آب را در هاون کوبیدن »
متشکرم
سوم خرداد ماه 87