
قلم زبان خداست،
قلم امانت آدم است،
قلم ودیعه عشق است،
هر كسی را توتمی است و قلم توتم من است،
قلم توتم ماست.
به قلم سوگند ،
به خون سیاهی كه از حلقومش می چكد سوگند،
به رشعه خونی كه از زبانش می تراود سوگند،
به ضجه های دردی كه از سینه اش بر می آید سوگند،
كه توتم مقدسم را نمی فروشم،
به دست زورش تسلیم نمی كنم،
به كیسه زرش نمی بخشم،
به سر انگشت تزویرش نمی سپارم،
دستم را قلم می كنم و قلمم را از دست نمی گذارم،
چشم هایم را كور می كنم،
گوشهایم را كر می كنم ،
پاهایم را می شكنم،
انگشتانم را بند بند می برم،
سینه ام را می شكافم ،
قلبم را می كشم ،
حتی زبانم را می برم ،
و لبم را می دوزم ،
اما قلمم را به بیگانه نمی دهم.